ذبيح الله صفا

627

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

بزرگ در قيد حيات بوده ؛ و نيز چون سيف بسيارى از غزلها و بعضى از قصايد شيخ را جواب گفته چنين به نظر مىآيد كه ديوان او را نيز در دست داشته ، يعنى قاعدة بعد از فوت آن استاد و رواج ديوان او زنده بوده است ؛ و شايد هم بتوان گفت مكاتبه و مرابطهء او و سعدى در مدتى انجام گرفت كه سيف در تبريز بسر مىبرد و بدين معنى بعدا اشاره خواهد شد . 4 ) در ديوان سيف الدين دوبار « 1 » بنام غازان خان بازمىخوريم و هر دو بار شاعر ضمن اظهار شكايت از وضع نابسامان مردم و ظلم عمّال ايلخانى و فقر و تهيدستى خلق ايلخان را از پند و موعظت خود برخوردار مىدارد و چون غازان از سال 694 تا سال 703 سلطنت كرده پس سيف الدين فرغانى در ميان اين سنوات زنده بوده است . 5 ) تاريخ صريحى در ديوان سيف وجود دارد و آن در قصيده‌ييست كه پيش ازين مطلع آن را آورده‌ايم و در حقيقت زايجهء شاعر محسوب مىگردد . سيف در اواخر آن قصيده « 2 » تاريخ نظم آن يعنى آخرين اطلاع از حيات خود را تا آن هنگام بدينگونه شرح مىدهد : هفتصد و سه سال بر گذشته ز هجرت * روز نگفتيم و لَيل ، مه رمضان بود و ازينجا معلوم مىگردد كه تا ماه رمضان سال 703 هجرى زنده بود . 6 ) شاعر در يك مورد از ديوان خود چنين مىنويسد « 3 » : « در شهور سنهء خمس و سبعمائه شيخ نجم الدين اردبيلى و شمس زراوى بدين ضعيف رسيدند و التماس اين دو غزل كردند ، گفته آمد . . . » و بدين ترتيب سيف تا چند گاهى بعد از سال 705 هجرى كه سرگرم جمع‌آورى و تنظيم ديوان خود بوده است زندگى مىكرد و اين آخرين اطلاعى است كه از آثار شاعر دربارهء دوران زندگانى او بدست مىآيد . 7 ) از ميان نسخه‌هاى ديوان سيف فرغانى يك نسخه كه اكنون در تملّك دانشگاه

--> ( 1 ) - ج 1 صفحات 172 و 179 . ( 2 ) - ايضا ج 1 ص 145 . ( 3 ) - ج 3 ص 171